محمد مهدى ملايرى

210

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

نامهائى كه در اثر تعريب ، يا ترجمهء به عربى ، يا تحريف ، اصول آنها ناشناخته مانده‌اند مورد تحقيق قرار گيرد ، چون از اين راه مىتوان به ناشناخته‌هاى بسيارى دست يافت و بدشناخته‌هاى بسيارى را هم به درستى شناخت . اگر ابن خردادبه مىخواست تقسيمات كشورى سواد را در زمان خودش و به آن صورتى كه در كارگزاريهاى آن زمان ملاك عمل بوده بنويسد ، نه از روى ديوانهاى كهن يا مآخذ تاريخى ديگرى كه در اختيار داشته ، مىبايستى شمارهء استانهاى سواد را ده و شمارهء تسوهاى آنجا را چهل و هشت بنويسد . زيرا در دوران اسلامى در اثر رويدادهاى طبيعى يا تحولات سياسى و ادارى به تدريج دو استان و دوازده تسو از آنچه با عنوان تقسيمات سواد خوانده مىشده كسر شده بود ، و آنها يا به مناطق ديگرى پيوسته بودند و با عنوانهاى ديگرى خوانده مىشدند ، يا در ماندابهائى كه در جنوب عراق در اثر شكسته شدن سد و بندهاى دو رود دجله و فرات به وجود آمده بود و در عربى به نام « بطائح » خوانده مىشدند غرق شده و به كلى از ميان رفته بودند ، و از اين‌كه اين دگرگونيها هيچ يك در اين صورت ابن خردادبه منعكس نشده چنين برمىآيد كه ماخذى كه وى اين صورت را از آن نقل كرده مربوط به دورانى بوده كه هنوز اين تغييرات در آن جاها روى نداده بوده است . در نوشتهء ابن خردادبه اشاره‌اى به اين امر نيست ولى قدامة بن جعفر كه كتاب « الخراج و صنعة الكتابه » خود را در همين قرن سوم هجرى و چندين سال پس از ابن خردادبه نوشته و در آن همين صورت ( 12 استان و 60 تسو ) را آورده در پايان آن به اين امر تصريح كرده و علت آن را هم نوشته است . قدامه كه او هم از معتمدان ديوان خلافت بوده در پايان اين صورت نوشته ، از اين صورت دو استان و دوازده تسو به اين شرح كسر مىشود : استان حلوان ( - شادفيروز در ابن خردادبه ) داراى پنج تسو كه جمعا به استان جبل ملحق شده ، استان دجله ( شادبهمن در ابن خردادبه ) داراى چهار تسو كه جمعا به كارگزارى بصره ملحق شده . يك تسو هم در ماندابها ( در عربى بطائح ) به زير آب فرورفته ، و دو تسو هم از استان بهقباد پائين مجزا شده و جزء ضياع